تبلیغات
بیمه عمر - ماجرای یك وهابی كه 45روز درجمكران كارتن‏ خواب،و سرانجام شیعه شد

آینده شما یا فرزندتان را تضمین می کنیم

ماجرای یك وهابی كه 45روز درجمكران كارتن‏ خواب،و سرانجام شیعه شد

نویسنده :محمدرضا عربی
تاریخ:چهارشنبه سیزدهم شهریورماه سال 1392-09:16 ق.ظ

این روزها که خبرهای متفاوتی از جنایت وهابی‌ها در کشورهای مختلف به گوش می‌رسد، آشنا شدن با برخی ویژگی‌های این قوم خالی از لطف نیست. مخصوصاً اگر این آشنایی در قالب خواندن برشی از زندگی یک مولوی وهابی باشد که البته حالا یک شیعه تمام عیار است.

وبستــان : زاهــدنه


به گزارش زاهدانه، «سلمان حدادی» یک مولوی وهابی بود؛ کسی که خودش می‌گوید بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ فرد سنی مذهب را وهابی کرده است. اما یک بار نشستن در مجلس عزای سیدالشهدا(ع) کار را بجایی می‌رساند که همان مبلغ وهابی شیعه شود و در این مسیر سختی‌هایی ببیند که تحمل یکی از آنها برای ما قابل تصور نیست. خواندن زندگینامه سلمان حدادی را از دست ندهید.

آموزش تبلیغ وهابیت در ۵ دقیقه

سلمان سال ۶۱ در سنندج بدنیا آمد. مادرش اهل سوریه و شیعه بود اما پدرش نه. اسمش را به اصرار مادرش که سیراب از محبت امیرالمومنین بود سلمان گذاشتند. خودش می‌گوید همیشه از اینکه اسمم سلمان و مادرم شیعه بود شرمنده بودم.

«با تشویق پدرم در دوران راهنمایی، در کنار درس های مدرسه، تحصیل دروس حوزوی را هم شروع کردم و ادامه دادم. بعد از اتمام دبیرستان، ۳ سال دوره ی تکمیلی حوزه را به زاهدان و مسجد مکی رفتم و پس از مولوی شدن، ۴ ماه هم به رایوند پاکستان، برای آموزش یک دوره کامل نحوه ی تبلیغ و جذب رفتم. پس از برگشت از پاکستان، امتحان کنکور دادم و در دانشگاه کرمانشاه در رشته استخراج معدن قبول شدم. در پاکستان به طور تخصصی در ۲۰ جلسه یاد می دادند که چگونه فردی را در عرض ۵ دقیقه به وهابیت جذب کنیم این آموزش را نزد آقایی به نام ابراهیم نژاد می دیدیم.»

گفت یکبار هیئت!

در همانجا دوستی پیدا می‌کند به نام مهدی. مهدی شیعه بود و سلمان در عین رفاقت تلاش می‌کرد او را وهابی کند. کلی کتاب به او می‌دهد و در عوضش مهدی هم یکبار او را به مجلس عزای سیدالشهدا(ع) دعوت می‌کند. سلمان با همان لباس و ظاهر مولوی‌های وهابی و بعد از کلی این پا و آن پا کردن می‌رود به هیئت.

«یک گوشه ای با خشم مجبور شدم که بنشینم. دیدم سید بزرگواری منبر رفت (نماینده ولی فقیه در کرمانشاه بود) و در حین صحبت هایش گفت: کدام یک از شما حاضرید به خاطر خدا و اسلام جانتان را بدهید و بعدش هم مطمئن باشید زن و بچه تان به اسارت می روند؟ در آن زمان سیدالشهدا(علیه السلام) چه دید که حاضر شد، جانش گرفته شود و اهل و اولادش به اسارت روند؟ چرا امام حسین(علیه السلام) دست به چنین کار بزرگ زد؟

هر چی فکر کردم دیدم که در شخصیت های محبوب من، شخصیتی مثل امام حسین(علیه السلام) پیدا نمی شود که حاضر باشد به خاطر اسلام، دست به چنین کار بزرگ و خطرناکی بزند! این سوال مهمی بود که برایم ایجاد شد.»

چراغ‌ها را که خاموش کردند و مشغول سینه زدن شدند، او شروع کرد به گریه کردن. آنقدر که لباسهایش خیس شد. برای غربت و مظلومین غریب کربلا گریه می‌کرد. از اینکه در وهابیتشان نگذاشتند امام حسین(ع) را بشناسد افسرده شده بود.

تحقیق و پژوهش حتی در شیطان پرستی

از هیئت که بیرون می‌آید چهار سال جدیدی در زندگی‌اش شروع می‌شود. چهار سالی که به مطالعه و پژوهش درباره تمام مذاهب اهل سنت، مسیحیت، زرتش و حتی شیطان پرستی می‌انجامد. اما تعارضات موجود در این مکاتب و فرقه‌ها او را راضی نمی‌کند.

«گذشت و خیلی با احتیاط فرقه‌های شیعه را بررسی کردم تا اینکه برای شناخت بهتر شیعه دوازده امامی، رهسپار قم شدم. به دفتر آیت الله بهجت رفتم و سوالات و شبهاتی که داشتم از آنجا پرسیدم و آنها هم با صبر و حوصله و محبت بسیار به من پاسخ دادند.

بعد از آنان خواستم کتابی به من معرفی کنند تا درباره‌ی شیعه بیشتر تحقیق کنم. آنها کتاب المراجعات و شبهای پیشاور را به من معرفی کردند. آن کتاب ها را تهیه کردم و شروع کردم به خواندنشان.

مطالب آن دو کتاب را که می خواندم برای اینکه ببینم مطالبی که از کتاب های اهل سنت نقل می کنند صحیح است یا نه، فورا مراجعه می کردم به کتاب‌ های اهل سنت یا به نرم افزار المکتبه الشامله و با کمال تعجب می‌دیدم مثل اینکه این روایات، واقعیت دارد. برای من سوال پیش آمده بود که چرا بعد از این همه سال، این روایات دور از چشم ما بوده و ما ندیدیم؟‌»

در مباحثه که کم اوردند پای ماکسیما را وسط کشیدند!

خواندن این کتاب‌ها شش ماه طول می‌کشد. کم‌کم حقانیت شیعه با استناد به خود کتابهای اهل سنت برایش مسجل می‌شود. اما هنوز شیعه نشده است. تردید دارد. خودش میگوید تعصبات اجازه نمی‌داد. به سختی‌هایی که پیش رویش بود فکر می‌کند.

«بالاخره شیعه شدم و بعد از شیعه شدنم یک دفترچه هایی را چاپ کردم که تحت این عنوان که “آیا شیعه حق است؟” و در آن دلائلی از کتاب‌های اهل سنت که ثابت می کرد مذهب شیعه، مذهب صحیح است آوردم و پخش کردم. یک نفر این دفترچه را برد و به پدرم داده بود. و گفته بود: این را پسر شما چاپ کرده است.

پدرم به من گفت: سلمان شیعه شده ای؟ من هم جرات نکردم بگویم: آره. تقیه کردن را هم بلد نبودم.

گفتم: اگر خدا قبول کند .

گفت: نه گولت زدند .

گفتم. من یک عمری به مردم می گفتم شما گول شیعه را نخورید حالا شما به من می گویید گول خورده‌ای؟‌»

بحث کردن با پدر و خیلی از اهل سنت شش ماه طول می‌کشد. همه را در مناظره‌ها شکست می‌دهد. حتی چند نفری هم شیعه می‌شوند. پدر وقتی در بحث نمی‌تواند مقاومت کند به تطمیع رو می‌آورد. می‌گوید زانتیای زیرپایت را ماکسیما می‌کنم اما حرف از شیعه نزن. حتی میگوید شیعه بمان اما شیعه را تبلیغ نکن. وقتی سلمان قبول نمی‌کند، راه دیگری در پیش می‌گیرند. راهی که به آوارگی سلمان و همسرش ختم می‌شود.

چیزی شبیه ماجرای کوچه بنی‌هاشم

شش ماه آزار و اذیتها را تحمل کرد. می‌خواست راهی تهران شود تا کاری گیر بیاورد و خانه‌ای اجاره کند و بعد بیاید دنبال همسرش. همسری که شیعه شده بود و باردار بود. از خانه که بیرون می‌رود میبیند پدرش با چند نفر سر کوچه ایستاده‌اند. مثل اینکه خبر داشتند مرغ دارد از قفس می‌پرد.

همسرم گفت من تا سر کوچه با تو می آیم .
گفتم: نه، همین جا بمان. ولی اصرار کرد و با من آمد .

به سمتشان رفتم .مانع عبور من شدند. آنها ۵ ، ۶ نفری بر سرم ریختند و یکی شان با چوب دستی که در دست داشت محکم بر سرم کوبید و من بر اثر آن ضربه آنجا افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم و بواسطه آن ضربه لکنت زبان گرفتم.

خانمم که قصد داشت از من دفاع کند، جلو آمده بود تا مانع آنها شود، که یکی از آنها با لگد به او زد ، و بر اثر آن ضربه، بچه اش را که ۴ ماهه بود سقط کرد ولی خدا رو شکر، من آن صحنه را ندیدم.»

یاد مظلومیت امام علی می‌افتد و به یاد ماجراهای کوچه بنی‌هاشم می‌سوزد.

جرم شیعه بودن بالاتر از هزاران قتل است!

سه روز بعد وقتی در بیمارستان بهوش می‌آید دست زنش را می‌گیرد و با همان حال و روز فرار می‌کنند. می‌روند ارومیه پیش یکی از دوستان سلمان تا شاید کمکش کند. او وقتی می‌فهمد سلمان شیعه شده است میگوید اگر هزار قتل انجام داده بودی کمکت می‌کردم اما حالا که شیعه هستی، نه!

جالب بود که این رفیق سنی متعصب اصلاً از دین و مذهب چیز درست و حسابی نمی‌دانست. عمر و ابوبکر را نمی‌شناخت اما بخاطر تبلیغات مسموم وهابیت چنین تفکری پیدا کرده بود.

«آنجا بود که از خانه اش بیرون رفتم و برای اولین بار در طول عمرم، با همسر مریضم که بچه اش را سقط کرده بود در خیابان خوابیدیم .

با مقدار پولی که داشتیم، خودمان را به قم رساندیم و چون هیچ کس را در قم نمی شناختیم و جایی برای ماندن نداشتیم، مدت ۴۵ روز در جمکران ماندیم. گرسنگی می کشیدیم ولی وقتی یاد گرسنگی و آوارگی و پای برهنه ی اهل بیت امام حسین (علیه السلام) می افتادم تحملش برایمان آسان می شد.»

ما شیعه ها اینقدر بی غیرت نیستیم که ناموسمان توی خیابان بخوابد

سال ۸۵ بود. ۴۵ روز در جمکران، بدون پول و جا و غذا. تکه کاغذی پیدا می‌کند و نامه‌ای به امام زمان(عج) می‌نویسد. می‌گوید آقاجان ما بخاطر شما همه چیز را رها کردیم و آمدیم اینجا. می‌گوید هرجوری بود روزی یک وعده غذا برایمان جور می‌شد. یا هیئتی می‌آمد یا نذری می‌دادند. تا اینکه…

«شبها روی کارتون می خوابیدم مدت ها که گذشت یکی از انتظامات جمکران که ما را چند روزی زیر نظر داشت، آمد و گفت: کارت شناسائی تان را ببینم! شما کی هستید؟

کارت شناسایی را نشانش دادیم . وقتی اسم سنندج را دید گفت: شما اینجا چه کار می کنید؟‌

با لکنت زبان شدیدی که در اثر ضربه به سرم وارد شده بود، بهش گفتیم: ما شیعه شده ایم.

گفت: کار بدی نکرده اید آیا قم جایی را دارید؟

خجالت کشیدم بگویم نه، گفتیم یک جایی داریم . رفت و ۲۰ دقیقه بعد برگشت و گفت: ۳۰ هزار تومان شما را بس است تا به شهر خودتان برگردید؟

گفتم: من پول نمی خواهم!

گفت: ما شیعه ها اینقدر بی غیرت نیستیم که ناموسمان توی خیابان بخوابد و بی تفاوت باشیم .

پول را به من داد و بعد از دو ماه و خورده ای توانستم با آن پول به حمام بروم و موهای سرم را کوتاه کنم.»

javanenghelabi - emem mahdi

وقتی امام رضا بطلبد

می‌روند حرم کریمه اهل بیت(س). متوسل می‌شوند به بی‌بی معصومه. یکی از خادم‌ها راهنمایی می‌کند که بروند دفتر مراجع و کمک بخواهند.

«اول دفتر آقای مکارم شیرازی رفتم . بعد دفتر مقام معظم رهبری رفتم. آقایی آنجا نشسته بود. تا آمدم جریان را تعریف کنم خانمم شروع به گریه کرد و من داستان را تعریف کردم.

او وقتی وضعیت ما را دید خیلی به ما محبت کرد و گفت: اگر می خواهید قم بمانید جایی برای شما بگیرم .

گفتم: نه می خواهیم برگردیم ارومیه و در مدارس آنجا ، کار پیدا کنم .

گفت: باشه و یک مقداری پول به ما داد و ما از آنجا خارج شدیم.»

بیرون که می‌آیند هوای زیارت برادر حضرت معصومه به سرشان می‌افتد. بجای ارومیه می‌روند مشهد، پابوس امام رضا(ع). زیارت دو سه روزه تبدیل می‌شود به مجاورت سه چهار ساله.

فرزند خواستم و کربلا، هر دو جور شد

همسرش بر اثر سختی‌ها نحیف شده و افسردگی گرفته بود. به صورت غیر رسمی طلبه حوزه علمیه مشهد می‌شود. بعد از آن برمی‌گردند قم و به کمک یکی از دوستان خانه‌ای می‌گیرند. ماجرای کربلا رفتنشان هم خواندن دارد.

«در سال ۸۹ در مراسم عید حضرت زهرا (س)، دو چیز خواستم یکی ، یک بچه و دیگری زیارت کربلا . هفته‏ی بعدش یک نفر هیئتی، مرا دید و گفت: دیشب خواب دیدم که شما و خانمت در حسینیه برای عزاداران امام حسین(علیه السلام) چایی می ریزید. خوابش را اینگونه تعبیر کرد باید شما و خانمت را به کربلا بفرستم. او یک بانی پیدا کرد و ما را به کربلا فرستاد. چند وقت بعد از سفر کربلا، متوجه شدیم که بچه ی تو راهی داریم. اولش باورمان نمی شد، سالها از اون ضربه ای که به پهلوی خانمم وارد شده بود می گذشت و احتمال نمی دادیم که او دوباره حامله شود.»

سفینه النجاه بودن سید الشهدا به دادم رسید

بغیر از سلمان یکی از خواهرها و یکی از برادرهایش هم شیعه شده‌اند و همگی از خانواده طرد. خودش می‌گوید گریه آن شبش در هیئت رنگ و بوی عجیبی داشت.

«آن گریه واقعا یک گریه ی خاصی بود یک لطف بود آن شب به قدری گریه کردم که تمام لباسم خیس شد. همان سفینة النجاة بودن حضرت سیدالشهدا آن شب تأثیر خودشان را روی من گذاشت.

به نظرم آن ۴ سالی هم که خواندم و مطالعه کردم و طول کشید برای این بود که پایه های من قوی شود که در هر مناظره ای همه را شکست دهم که وقتی یک مسیحی می آید و به من چیزی می گوید من به او نخندم و هیچ شبهه ای برای من هیچ گاه بوجود نیاید.»

سلمان حدادی حالا همه وقتش را گذاشته است برای تلاش در مسیر خدمت به مذهب تشیع و معارف اهل بیت. راه سختی بود اما حتما ارزشش را داشت. ارزشی که شاید ماهایی که از ابتدا شیعه بوده‌این هیچ وقت آن را درک نکنیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
knights puzzelot hack
یکشنبه ششم اسفندماه سال 1396 12:49 ق.ظ
بعضی از افراد به طور جدی دست به دست می دهند
مقالات من ممکن است اعلام کنم این اولین بار است که من صفحه وب شما را مرور کردم
و تا حالا؟ من با تحقیقاتی که انجام داده اید را شگفت زده کردید تا این انتشار واقعی را شگفت انگیز کنید.

وظیفه فوق العاده!
free livejasmin credit hack
جمعه چهارم اسفندماه سال 1396 04:52 ق.ظ
سلام از کالیفرنیا! من در کار خسته شدم، بنابراین تصمیم گرفتم سایت خود را بر روی آیفون خود در طول ناهار مرور کنم.
من واقعا به دانشی که در اینجا ارائه می دهم را دوست دارم و نمی توانم منتظر بمانم وقتی که من به خانه بروم.
من از اینکه وبلاگ شما را بر روی تلفن شما بارگیری کردم ترسیدم
من حتی از WIFI استفاده نمی کنم، فقط 3G.. به هر حال، وبلاگ عالی!
marijuana
سه شنبه یکم اسفندماه سال 1396 12:54 ق.ظ
در واقع با این نوشتار، من در واقع معتقدم که این سایت نیاز به توجه بیشتری دارد. من خواهم
احتمالا دوباره برای دیدن بیشتر، با تشکر از مشاوره!
Nintendo giveaway
جمعه بیست و چهارم آذرماه سال 1396 08:12 ب.ظ
سبک شما بسیار منحصر به فرد در مقایسه با دیگر افراد است
من از چیزهایی خوندم با تشکر از شما برای ارسال زمانی که شما
این فرصت را داشتم، حدس بزنم که فقط این علامت را علامت گذاری کنم.
imvu credits
دوشنبه سیزدهم آذرماه سال 1396 06:03 ب.ظ
پست بزرگ من به طور مداوم این را چک کردم
وبلاگ و من تحت تأثیر قرار گرفته ام! اطلاعات بسیار مفید به خصوص بخش بسته بندی :) من این اطلاعات را بسیار حفظ می کنم.
من برای مدت طولانی این اطلاعات خاص را جستجو کردم. سپاس و موفق باشی.
Free Nintendo
چهارشنبه هشتم آذرماه سال 1396 12:01 ق.ظ
سلام، فقط می خواستم ذکر کنم، از این مقاله لذت بردم.
عملی بود در حال ارسال پست!
cam4 token hack v2.2 update
دوشنبه ششم آذرماه سال 1396 11:50 ب.ظ
آیا شما تا به حال در مورد شامل کمی بیشتر از فقط مقالات خود را در نظر گرفت؟
منظورم این است که آنچه شما می گویید ارزشمند و کامل است. با این وجود تصور کنید اگر شما بعضی از عکسها یا ویدیوهای عالی را اضافه کردید تا پستهایتان را بیشتر کنید، "پاپ"!
محتوای شما عالی است اما با تصاویر و ویدئو
کلیپ ها، این سایت مطمئنا می تواند یکی از بهترین در طاقچه خود باشد.
وبلاگ فوق العاده!
are psychics real
سه شنبه سی ام آبانماه سال 1396 08:12 ب.ظ
من واقعا خوشحال هستم که این پست های وبلاگ را که شامل بسیاری از حقایق مفید است، بخاطر ارائه این اطلاعات خواند.
std testing price
پنجشنبه هجدهم آبانماه سال 1396 03:44 ق.ظ
ضرب و شتم فوق العاده! آرزو میکنم در عین حال شاگرد باشم
شما وب سایت خود را اصلاح کنید، چگونه می توانم برای یک وب سایت وبلاگ بسازم؟

حساب من یک معامله قابل قبول را به من داد. من کمی از این پخش تلویزیونی که ایده شفاف و واضح را به دست آوردم، کمی آشنا شده ام
std testing cost
یکشنبه چهاردهم آبانماه سال 1396 02:14 ق.ظ
اگر بخواهید معامله ای عالی از این پاراگراف بدست آورید، باید چنین روش هایی را برای وبلاگ خود انتخاب کنید.
std testing
شنبه سیزدهم آبانماه سال 1396 06:03 ب.ظ
همیشه برای خواندن محتویات کوچکتر که انگیزه آنها را نیز روشن می کند، همیشه مورد استفاده قرار می گیرند و این نیز با آن اتفاق می افتد
این پاراگراف که در این مکان خواندم.
ask psychic question
پنجشنبه یازدهم آبانماه سال 1396 02:28 ق.ظ
این پایان روز من است، مگر اینکه قبل از پایان من خواندن این
پاراگراف عالی برای افزایش دانش من.
best psychic medium reading
پنجشنبه یازدهم آبانماه سال 1396 12:13 ق.ظ
این یک افتخار است که شما یک دکمه اهدا ندارید! من قطعا به این اهدا می کنم
وبلاگ فوق العاده! اکنون حدس می زنم که برای نشانه گذاری و اضافه کردن خوراک RSS به حساب Google من تنظیم می شود.
من منتظر به روز رسانی های جدید هستم و در مورد این وب سایت با فیس بوک صحبت خواهم کرد
گروه به زودی صحبت می کنیم!
best supplement medicare plans
پنجشنبه یازدهم آبانماه سال 1396 12:13 ق.ظ
ضرب و شتم عالی من می خواهم به همان شاگردی بپردازم
زمانی که سایت خود را اصلاح می کنید، چگونه می توانم برای وب وبلاگ بسازم
سایت؟ حساب من یک معامله اجباری را به من داد. من کمی از این پخش شما آگاه بودم
ایده شفاف و روشن را فراهم کرد
best psychic readings
چهارشنبه دهم آبانماه سال 1396 07:56 ب.ظ
قدردانی از استقامت شما را در وب سایت خود و اطلاعات عمیق که در آن قرار داده اید، قرار داده اید.
این بسیار عالی است که هربار یک بار در یک وبلاگ بگردید
همان اطلاعاتی است که از تاریخ گذشته داده شده است. خواندن فانتزی!
من سایت خود را نشانه گذاری کرده ام و از جمله RSS های خود را به من اضافه کرده ام
حساب Google
chaturbate token hack generator
سه شنبه نهم آبانماه سال 1396 10:39 ب.ظ
This is a really good tip especially to those new to the blogosphere.

Simple but very accurate info… Thank you for sharing this one.
A must read article!
cr hack
سه شنبه نهم آبانماه سال 1396 07:01 ب.ظ
کاملا تصور می کنم چه گفتی. به نظر می رسد توجیه مورد علاقه شما در اینترنت آسان ترین عامل برای درک است
از. من به شما می گویم، من قطعا در همان زمان با ناراحتی مواجه می شوم چون مردمی مسائلی را که فقط در مورد آنها نمی دانند، در نظر می گیرند.
شما موفق به ضربه زدن به ناخن به بالا به عنوان منظم به عنوان تعریف شده است
همه چیز را بدون هیچ عارض جانبی کنار بگذارید، مردم می توانند یک را انتخاب کنند
سیگنال. احتمالا دوباره به دست آوردن بیشتر خواهد بود
متشکرم
std testing near me
سه شنبه نهم آبانماه سال 1396 04:39 ب.ظ
Hmm هر کس دیگری با مشکلات موجود در تصاویر در بارگیری این وبلاگ مواجه است؟
من سعی می کنم تعیین کنم که آیا یک مشکل در پایان من است یا اگر آن را داشته باشد
وبلاگ از تمامی پیشنهادات به خوبی قدردانی خواهد شد.
real psychics
دوشنبه هشتم آبانماه سال 1396 10:23 ب.ظ
من هر روز یک وبلاگ دیدم و سایت های اطلاعاتی برای خواندن مقالات دارم
یا بررسی، به جز این صفحه وب، نوشتن ویژگی مبتنی بر ویژگی را ارائه می دهد.
myfreecams token
یکشنبه سی ام مهرماه سال 1396 07:10 ب.ظ
حیرت آور! پاراگراف فوق العاده قابل توجه من بسیار روشن است
ایده مربوط به این قطعه نوشتن.
cheap psychics
دوشنبه بیستم شهریورماه سال 1396 10:50 ق.ظ
در واقع شما آن را با ارائه خود به نظر میرسانید اما من در یافتن این موضوع واقعا چیزی است
احساس می کنم هرگز نمی فهمم به نظر می رسد خیلی پیچیده است
و برای من بسیار گسترده است. من منتظر شما هستم
پست، من سعی می کنم آن را از بین ببرم!
cheap phone psychic readings
دوشنبه بیستم شهریورماه سال 1396 09:46 ق.ظ
من کاملا خوشم اومد از طریق یک مقاله که می تواند زنان و مردان را در نظر بگیرد.
همچنین، خیلی ممنون که اجازه دادین نظرم را بگویم!
private std screening
دوشنبه بیستم شهریورماه سال 1396 09:18 ق.ظ
من لذت می برم، چون من فقط آنچه را که من دنبالش بودم پیدا کردم.

شما شکار 4 روزه خود را به پایان رسانده اید! خداوند شما را مردمی کند داشتن یک
روز عالی. خدا حافظ
cheap phone psychic reading
دوشنبه بیستم شهریورماه سال 1396 08:47 ق.ظ
من بازدید کننده منظم هستم، چگونه همه شما هستم؟ این مقاله
ارسال شده در این سایت در واقع خوب است.
std clinics near me
دوشنبه بیستم شهریورماه سال 1396 08:17 ق.ظ
مقالات با کیفیت یا بررسی راز علاقه به آن است
بینندگان برای بازدید از صفحه وب، این چیزی است که این وب سایت ارائه می دهد.
How long does it take to recover from Achilles injury?
دوشنبه شانزدهم مردادماه سال 1396 05:27 ق.ظ
Heya i'm for the first time here. I found this board and I find It truly useful & it helped me
out much. I hope to give something back and help others like you helped me.
How do you get taller?
شنبه چهاردهم مردادماه سال 1396 05:27 ق.ظ
Great work! This is the type of info that are supposed
to be shared around the web. Shame on Google for now not
positioning this submit higher! Come on over
and consult with my web site . Thanks =)
free token generator chaturbate
پنجشنبه دوازدهم مردادماه سال 1396 10:28 ب.ظ
I’m not that much of a internet reader to be honest but your sites really nice, keep it up!
I'll go ahead and bookmark your website to come back down the road.

All the best
Keeley
سه شنبه دهم مردادماه سال 1396 08:29 ب.ظ
Thanks very interesting blog!
Can you stretch to get taller?
سه شنبه دهم مردادماه سال 1396 12:43 ق.ظ
Oh my goodness! Incredible article dude! Thank you
so much, However I am going through difficulties with your RSS.
I don't understand why I can't join it. Is there anybody else getting identical
RSS issues? Anyone that knows the answer will you kindly respond?
Thanks!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30